|
سالِ پيش نيز يادم است كه در لبنان، مخيمههاي صبرا و شتيلا و برجالبراجنه را ديده
بوديم و كارمان مثلا تمام شده بود. با بيش از پنجاه شاهدِ عيني گپ زده بوديم و به
خانههاي بسياري از شهداي فلسطيني سر زده بوديم. آنچنان حالمان دگرگون بود كه
خيال نميكرديم چيزي بتواند بعد از اين سه اردوگاه متاثرمان كند... رفتيم جنوب
لبنان. خيز برداشته بوديم براي مرزِ لبنان و فلسطين. سعي ميكنم بقيهي مطلب را
همينجور از پروندهي ناآمادهي مقالهي "لبنان و فلسطين، لاالجملي و لاالناقتي" كه
هنوز ننوشتهامش جدا كنم و اينجا درج كنم:
يكشنبه رفتيم جنوب لبنان. مجزرهي قانا. مجزره يعني قتلگاه. تا به حال اينسان
مكاني مرا متاثر نكرده است. 106 نفر شهيد. در شش يا هفت قبرِ بلندِ چندنفره
آرميدهاند. همه غيرِ نظامي. از دهاتِ دور و بر. 105 شيعه، 1 مسيحي. 60 بچه.
كوچكترين بچه فقط 14 روز عمر داشته. چيزي كه مرا ديوانه ميكند اين واقعيت است كه
اين جماعت در يك حملهي معمولي به مناطقِ مسكوني كشته نشدهاند. اين جماعت همه از
دهاتِ دور و بر به مقرِ سازمانِ ملل پناه آورده بودند و حدودِ چهل نفرشان در جايي
شبيه به گلخانه ناهار ميخوردند. بيشتر از طايفهي بلحصيهاي جنوب. حمله از طريقِ
دريا و هوا همزمان اتفاق افتاده است. محمدرضا بايرامي از ميانِ بقاياي مقر يك
پارهكاغذ پيدا كرده است. گزارشهاي روزانه. البته مربوط به يكي دو سال قبل از اين
واقعه. چهگونه ميشود از دستِ اين گزارشنويسها در رفته باشد حركتِ قايقهاي
اسرائيلي در مديترانه؟ بمبها همهگي فسفري بودهاند. بمبهاي فسفري فقط براي ثبتِ
هدف استفاده ميشوند، به دليل سوزانندهگي و پرنوريشان. عجيبتر آن است كه
نيروهايي اروپاييِ سازمانِ ملل، مقر را بعد از تماسِ اسرائيليها تخليه كرده بودند
و در كنارِ اين 106 نفر، فقط 12 نفر مامورِ فيجيايي كشته شدهاند و هيچ مامورِ
اروپايي در مقرِ سازمان ملل آسيب نديده است... فيجي كجاست؟ هيچكسي نميداند كه در
كدام قاره است. قيافههاشان مرا يادِ باربرهاي جي.اف.كيِ نيويورك مياندازند. درست
است كه در دورهاي زندهگي ميكنيم كه جانِ آدمها مثلا مهمترين ارزشِ زمانه است.
اما جانِ يك فيجيايي از جانِ يك اروپايي قطعا كمارجتر است، همانگونه كه جانِ يك
مسلمان از جانِ يك فيجيايي، همانگونه جانِ يك شيعهي جنوبِ لبناني از جانِ حتا يك
فلسطيني... چهقدر ابلهي؟ از زمانِ تاسيسِ سازمانِ ملل يك صحنه پيدا كنيد كه به
ضررِ قدرتهاي بزرگ كاري كرده باشد. دقت كنيد منظورم از كار همان تعبيرِ فيزيكي
نيرو ضربدر جابهجايي است. هر جا نيرويي بوده، جابهجايي نبوده است، (مثلِ مخالفت
سازمانِ ملل با حملهي امريكا به عراق) و هر جا جابهجايي بوده، نيرويي نبوده است.
(مثلِ بلاموضع بودن راجع به اخراجِ اسرائيليها از جنوبِ لبنان توسطِ حزبالله)ا
رضا
امیرخانی
http://www.louh.com/sarlouheh/000009.asp
|